تفاوت بازاریابی محتوا  با 7 شیوه دیگر بازاریابی

بازاریابی محتوا یک رویکرد تازه و بسیار متفاوت در حوزه بازاریابی است

تفاوتی نمی‌کند که شما به‌عنوان مدیر مسئول یا صاحب یک کسب‌وکار از کدام شیوه بازاریابی برای فروش بیشتر محصولات یا خدمات خود استفاده می‌کنید. قطعاً یکی از اهداف شما دادن اطلاعات به مخاطب و شناساندن چیزی است که آن را می‌فروشید. ضمن آنکه در نهایت امید دارید که این آگاهی، مشتری بالقوه شما را تبدیل به خریدار کرده و از او مخاطب وفادار بسازد.

 بازاریابی به شیوه‌های مختلفی انجام می‌شود. از تولید نشر محتوا گرفته تا ارسال خبرنامه، زدن بیلبوردهای تبلیغاتی در میدان‌ها پرترافیک شهر، پست کردن کارت پستال به مناسبت روز تولد مشتریان قدیمی یا برقراری تماس‌های تلفنی برای معرفی محصول به کسانی که در لیست مشتریان قرار ندارند.

بازاریابی محتوا یک رویکرد تازه و بسیار متفاوت در حوزه بازاریابی است. در این استراتژی نوین بازاریابی شما به صورت مستمر و بدون هیچ‌گونه اشاره مستقیمی به محصولات خود، با ارائه سخاوتمندانه اطلاعات به مخاطب به او ارزش می‌دهد. در بازاریابی محتوا  قصد شما به هیچ وجه هیجان زده کردن مشتری به منظور فریب دادن او نیست. شما از بازاریابی محتوایی استفاده می‌کنید چون قصد دارید به‌طور مستمر به مخاطب خود اطلاعاتی را ارائه کنید که سطح آگاهی و دانش او را بالاتر ببرد. همچنین می‌خواهید به او این اطمینان را بدهید که چالش‌ها و مشکلاتی که او اکنون با آن‌ها دست به گریبان است، با انتخاب درست و خرید یک محصول یا خدمات خوب، مرتفع خواهد شد.

 متخصصان حوزه بازاریابی محتوا عقیده دارند که بازاریابی محتوا هنر برقراری ارتباط با مخاطب و دادن اطلاعات به او بدون چشم داشت به فروش بیشتر است. البته همین ارائه اطلاعات ارزشمند به مشتری بالقوه به‌تدریج او را به نسبت به یک برند وفادار خواهد کرد. نتیجه ارزشمندی که در نهایت به فروش بیشتر منجر خواهد شد.

اما برای این‌که مطمئن شوید برای رونق کسب‌وکار خود و حضور جدی‌تر در لیست انتخاب‌های مشتری نیاز به بازاریابی محتوایی دارید، این مطلب را بخوانید. دانستن تفاوت‌های میان بازاریابی محتوا و سایر شیوه‌های بازاریابی به شما کمک می‌کند که با دید بازتری استفاده از این شیوه از بازاریابی را در لیست اولویت‌های مجموعه خود قرار دهید.

تفاوت‌های میان بازاریابی محتوا و سایر شیوه‌های بازاریابی

1.بازاریابی سنتی traditional marketing

بدون تردید معنی بازاریابی سنتی یا traditional marketing را میدانید. در این شیوه از بازاریابی که به کمک ابزارهای مختلفی اعم از تبلیغات تلویزیونی یا رادیویی، بیلبوردهای شهری، بنری‌های سایتی، تراکت‌های تبلیغاتی یا تبلیغات مجله‌ای انجام می‌شود، هدف نهایی، دیده شدن است. به همین دلیل هرکجا که مجموعه‌ای اراده کند حضور داشته باشد تا به‌واسطه این حضور به چشم مخاطب بیاید، باید نامی از برند آن مجموعه به‌طور مستقیم برده شود. تأکید بازاریابی سنتی همواره روی مزیت‌های یک محصول یا خدمات است. و مخاطب مجبور است ادعای برندی را در خصوص کیفیت خوب و عملکرد بی‌نقصش بشنود یا بخواند، بدون این‌که قدرت پرسیدن داشته باشد یا بتواند با آن برند ارتباط برقرار کند.

این شیوه از بازاریابی، ارتباطی یک‌طرفه و بدون تعامل با مشتری برقرار می‌کند. همچنین تنها شاخصی که عملکرد مثبت یا منفی آن را می‌سنجد، میزان فروش است و نه هیچ‌چیز دیگری. سرعت انتقال اطلاعات در بازاریابی سنتی بسیار بالا است. ضمن آن‌که عمق و حجم اطلاعاتی که به مخاطب داده می‌شود، بسیار کم است.

شاید بازاریابی سنتی به نسبت سایر شیوه‌های بازاریابی بیشترین تفاوت را با بازاریابی محتوا داشته باشد. در بازاریابی محتوا، اصلی‌ترین سیاست برقراری ارتباط دوجانبه با مشتری است. ضمن آن‌که این آزادی عمل برای مخاطب وجود دارد که هر زمان به اطلاعاتی نیاز داشت، همیشه آن را در دسترس داشته باشد و به آن مراجعه کند. نه این‌که با انواع و اقسام شیوه‌های معرفی برندی روبه‌رو شود که اطلاعات اندکی در خصوص کیفیت و توانایی‌های آن دارد. همچنین فاکتورهای زیادی برای سنجش موفقیت و کارکرد بازاریابی محتوا برای یک مجموعه وجود دارد.

در بازاریابی سنتی، یک برند در خصوص کیفیت و کارایی محصول خود ادعا می‌کند. درحالی‌که در بازاریابی محتوا فرصت این را دارد که ادعای خود را با ذکر دلایل مستدل به مخاطب اثبات کند.

2.تبلیغات بومی یا همسان Native Advertising

ممکن است تابه‌حال اسم تبلیغات بومی یا همسان را نشنیده باشید. اما شک نکنید که تاکنون بارها با آن روبه‌رو شده‌اید. تبلیغات بومی یا همسان در حقیقت استفاده از تبلیغات پولی است که با ظاهر، احساس و عملکرد قالب رسانه‌ای که در آن دیده می‌شود مطابقت دارد. غیر مخرب بودن تبلیغات بومی یا همسان مهم‌ترین ویژگی این شیوه از تبلیغات یا بازاریابی است.

در این شیوه از تبلیغات، یک رسانه یا پلتفرم که ازنظر ماهیت با ویژگی‌های محصول یا خدمات ما مطابقت دارد، به‌عنوان فضای مناسب تبلیغات انتخاب و اجاره می‌شود. هدف از این کار کسب فرصت برای دیده شدن توسط مخاطبان پیشین آن کانال ارتباطی است؛ بدون این‌که مانند بازاریابی سنتی مزاحمتی برای آن‌ها ایجاد کند. یعنی درحالی‌که مخاطب پلتفرم اجاره‌شده در حال انجام کارهای عادی و همیشگی خود است، به او پیشنهاد استفاده از محتوایی داده می‌شود که با فضایی که در آن حضور دارد همخوان و مرتبط است. و البته اجباری در  استفاده از آن محتوا وجود نداشته یا تبلیغات به‌زور او را به صفحه‌ای نمی‌کشاند که مجبور شود به دنبال دکمه ضربدر بگردد تا از شر آن خلاص شود.

تبلیغات همسان یا بومی ازنظر این‌که باید با پیشنهاد تماشا یا مطالعه یک محتوای مفید و جذاب مخاطب را به جهت مشخصی سوق دهند،

در بیشتر مواقع تبلیغات بومی در رسانه‌های اجتماعی دیده می‌شود. اما برخلاف بنرهایی که در تبلیغات سنتی مورد استفاده قرار می‌گیرد، این تبلیغات بیشتر شبیه به پیشنهادهای دوستانه‌ای هستند که روبه‌رو شدن با آن اصلاً برای مخاطب آزاردهنده نیست. تبلیغات بومی چیزی شبیه به بخشی از یک صفحه یا قسمتی از یک مقاله به نظر می‌رسند.

تبلیغات همسان یا بومی ازنظر این‌که باید با پیشنهاد تماشا یا مطالعه یک محتوای مفید و جذاب مخاطب را به جهت مشخصی سوق دهند، شبیه به بازاریابی محتوا است. اما ازاین‌جهت که رسانه نشر محتوا در تبلیغات همسان اجاره‌ای است، درحالی‌که در بازاریابی محتوا فضای نشر محتوا در تملک خود یک مجموعه است، باهم متفاوت هستند.

از نمونه‌های تبلیغات همسان می‌توان به فید یا خوراک‌هایی اشاره کرد که در فیس بوک یا توییتر به مخاطب پیشنهاد می‌شود. لیست جستجوهای پیشین در گوگل که در نوار بالایی یا کناری این موتور جستجو دیده می‌شود. مقالاتی که سراچه‌های متناظر توصیه می‌کنند در سایر وب‌سایت‌ها مطالعه کنید و…

به شرطی که در ابتدای کار خود هستید و محتوای با کیفیت و هدفمندی دارید که هنوز به‌اندازه کافی برای آن مخاطب جذب نکرده‌اید به شما توصیه می‌کنیم از تبلیغات بومی یا همسان استفاده کنید. احتمال این‌که افرادی جذب شما شوند که پیش‌تر جذب چیزی شبیه به شما شده‌اند، بسیار زیاد است.

3.محتوای برند محور BRANDED CONTENT

امروزه اغلب کاربران اینترنت به دنبال مؤثرترین روش‌ها برای بلاک کردن تبلیغات اجباری هستند. بدون شک این خبر خوبی برای کسب‌وکارها نیست. آن‌ها دوست دارند به ساده‌ترین شیوه به چشم مخاطب بیایند. این در حالی است که مخاطب باهوش  ترجیح می‌دهد خودش تصمیم گیرنده باشد که آیا با تبلیغی مواجه شود یا خیر؟! اما بدون شک باید راهی باشد که بتوان از طریق آن برندی را به مخاطب معرفی کرد.

برای مبارزه با بی‌اعتنایی مخاطب به تبلیغات سنتی، برندها باید به دنبال کشف راه‌های تازه برای برقراری ارتباط با مخاطب خود باشند تا بتوانند خودشان را به آن‌ها معرفی کنند. استفاده از محتوای برند محور یکی از این راه‌ها است.

محتوای برند محور نوع خاصی از بازاریابی است که برخلاف بازاریابی محتوا که در آن محصول یا خدمات به‌عنوان قهرمان داستان معرفی می‌شوند، خود یک برند قهرمان داستان است. در محتوای برند محور همه چیز بر توصیف ارزش‌های یک برند متمرکز است، نه روی محصول یا خدمات.

محتوای برند محور نوع خاصی از بازاریابی است

در این محتوا قصد تولیدکننده این است که مخاطب را تحت تأثیر قدرت یک برند قرار داده و تلاش برای فروش بیشتر در اولویت محتوا نیست. محتوای برند محور اصلاً قصد ندارد با دلایل مستدل اثبات کند که چرا محصول او خوب و برتر است تا با موارد مشابه رقابت کند. بلکه به دنبال ایجاد یک رابطه عاطفی و صمیمانه میان برند و مخاطب می‌گردد.

محتوای برند محور یک شیوه مستمر از تولید محتوا نیست. این محتوا بیشتر به‌منظور درگیر کردن مخاطب با ویژگی‌های یک برند تولید می‌شود. در حقیقت نوعی تبلیغات مستقیم که از یک برند سخن می‌گوید تا از یک محصول.

4.بازاریابی محصول PRODUCT MARKETING

عمده‌ترین تفاوت بازاریابی محتوا و بازاریابی محصول درنتیجه نهایی است. آنچه از بازاریابی محصول به دست می‌آید فروش بیشتر و نتیجه بازاریابی محتوا، خلق مشتریان وفادار است. بنابراین نمی‌توان گفت که کدام یک از این شیوه‌های بازاریابی برای یک کسب‌وکار توصیه می‌شود. چراکه همه‌چیز به هدف نهایی آن مجموعه از بازاریابی مربوط می‌شود.

اما در خصوص بازاریابی محصول می‌توان گفت اگر هدف شرکتی تمرکز بر فروش است و فعلاً قصد توسعه محصول یا خدمات خود را ندارد، می‌تواند به بازاریابی محصول فکر کند. اما  این نکته که بازاریابی محصول فقط یک‌بار به چشم می‌آید، در حالی در بازاریابی محتوا یک ارتباط مستمر با مخاطب ساخته می‌شود، نباید نادیده گرفته شود.

بازاریابی محتوا منجر به خلق محتوایی همیشگی می‌شود که می‌توان تا سال‌ها از آن بهره برد،

همچنین در بازاریابی محتوا قصد مجموعه، ارتقای سطح دانش و اطلاعات مخاطب است. درحالی‌که در بازاریابی محصول همه‌چیز روی محصول متمرکز است و تنها هدف موجود معرفی بیشتر است. همچنین بازاریابی محتوا منجر به خلق محتوایی همیشگی می‌شود که می‌توان تا سال‌ها از آن بهره برد، درحالی‌که بازاریابی محصول یک معرفی موقتی و گذرا است که پس از مدت کوتاهی ارزش خاصی هم ندارد.

معنی بیان تفاوت‌های میان بازاریابی محصول و بازاریابی محتوا این نیست که بازاریابی محصول شیوه‌ای غیر کارآمد درفروش بیشتر است. بدون تردید برای رونق دادن به یک کسب‌وکار باید همه ابزارهای موجود در کنار هم و به‌موقع مورد استفاده قرار گیرند تا بهترین نتیجه ممکن حاصل شود.

5.بازاریابی شبکه های اجتماعی social media marketing

در بازاریابی شبکه‌های اجتماعی تمرکز فعالیت در فضای نسبتاً محدود همین شبکه‌های اجتماعی است. این در حالی است که بازاریابی محتوا گستره و امکانات وسیع‌تری دارد. یکی از ویژگی‌های شبکه‌های اجتماعی این است که در بهترین حالت برای نشر دو یا سه نوع محتوا به‌صورت مستقل مناسب هستند. اما در بازاریابی محتوا قدرت شما در تولید محتوایی که از چند فرمت متفاوت اعم از صوت، تصویر و متن به‌صورت ترکیبی تهیه شده باشد بسیار بیشتر است.

بازاریابی شبکه‌های اجتماعی تمرکز فعالیت در فضای نسبتاً محدود همین شبکه‌های اجتماعی است

نکته بعدی در خصوص بازاریابی شبکه‌های اجتماعی این است که این ابزار به‌تنهایی برای ارتباط با مخاطب و افزایش فروش کافی نیست. نقش اصلی شبکه‌های اجتماعی می‌تواند پشتیبان کردن از وب‌سایت اصلی یا مکملی برای فعالیت‌های دیگر مجموعه در حوزه محتوا باشد. ضمن آن‌که شبکه‌های اجتماعی بیشتر از آن‌که نقش مؤثری در فروش داشته باشند، در برقراری ارتباط نزدیک با مخاطب، شنیدن نظرات او و شناساندن برند به مشتریان و ارائه برخی از انواع خدمات پس از فروش مثمر ثمر واقع می‌شوند.

6.بازاریابی موتورهای جستجو یا سئو seo

یکی از کارکردهای بازاریابی محتوا، کمک به بهینه سازی سایت برای موتورهای جستجو است. اما این دو شیوه بازاریابی در عین وابسته بودن، تفاوت های عملکردی نیز دارند.

به طور مثال در سئو هیچ چیز به اندازه راضی نگه داشتن گوگل از کیفیت یک سایت مهم نیست. این در حالی است که در بازاریابی محتوا تمام تلاش مجموعه افراد دخیل در این کار این است که تا جائیکه ممکن است به سوالات مخاطب پاسخ دهند، او را از بند مشکلات برهانند، به او اطلاعات مفید و اثر بخش بدهند  و به او خدمات مناسب ارائه کنند.

در سئو هیچ چیز به اندازه راضی نگه داشتن گوگل از کیفیت یک سایت مهم نیست

یکی دیگر از عمده تفاوت های سئو با بازاریابی محتوا این است که مبنا و هدف تلاش سئو کاران این است که با ارتقای رتبه یک وب سایت در موتورهای جستجو، بلاخص گوگل، پای مخاطب را به یک سایت باز کنند. اما در نهایت این محتوای خوب است که با ارائه اطلاعات به افراد، آن ها را راضی به خرید کردن کند. البته در صورتی که یک وب سایت از نظر رتبه در وضعیت خوبی نباشد، هرگز پای مخاطبی به آن باز نخواهد شد. ولو این که دست یک ترین، مفید ترین و بهترین محتوا را نیز ارائه کرده باشد

لازم است که بر این نکته تاکید کنیم که بازاریابی موتورهای جستجو نیز مانند سایر شیوه های بازاریابی یکی از ابزارهای مهم جذب مخاطب است که باید در کنار بازاریابی محتوا قرار بگیرد.

7.بازاریابی دیجیتال Digital marketing

همان‌طور که از نام این شیوه از بازاریابی برمی‌آید، بازاریابی دیجیتال بر جذب مخاطب از طریق کانال‌های دیجیتالی تمرکز دارد. این شیوه از بازاریابی یک گستره بسیار وسیع دارد. در واقع استفاده از هر ابزاری که در فضای دیجیتالی به‌منظور جلب نظر مشتری و سوق دادن او به سمت یک برند منجر می‌شود، در حوزه بازاریابی دیجیتالی قرار می‌گیرد. به طور مثال : بازاریابی شبکه‌های اجتماعی، بازاریابی ایمیلی، اینفلوئنسر مارکتنیگ و حتی خود بازاریابی محتوا بخشی از بازاریابی دیجیتالی هستند.

نکته بسیار مهم در خصوص تفاوت میان بازاریابی دیجیتال و بازاریابی محتوا در این است که تنها ابزار بازاریابی دیجیتالی، محتوا نیست. همچنین بازاریابی محتوا صرفاً یک شیوه بازاریابی دیجیتالی نبوده و حضور پررنگی در فضای آفلاین دارد. ضمن آن‌که وقتی حرف از بازاریابی دیجیتالی زده می‌شود، یعنی به کارگیری هر روشی که به کمک آن بتوان پای مخاطب را به وب‌سایت یک مجموعه باز کرد. اما نقش و تأثیر بازاریابی محتوا ازآنجایی آغاز می‌شود که مخاطب بالاخره وارد وب‌سایت شده است و اکنون نیازمند فروشنده‌ای است که صبورانه به او اطلاعات بدهد، او را راهنمایی کند، چالش‌هایش را برطرف کند و به‌تدریج او را راضی به زدن دکمه خرید بکند.

، بازاریابی دیجیتال بر جذب مخاطب از طریق کانال‌های دیجیتالی تمرکز دارد. این شیوه از بازاریابی یک گستره بسیار وسیع دارد.

در پایان باز هم باید بر این نکته تأکید کنیم که گرچه ارزشی که بازاریابی محتوا به مخاطب می‌دهد درنهایت منجر به افزایش اعتبار یک برند و خلق مشتریان وفادار می‌شود، اما برای رونق جدی یک کسب‌وکار باید به ‌موقع و باسیاست درستی از تمام شیوه‌های بازاریابی استفاده کرد. این شیوه‌های بازاریابی نه رو به‌ روی ‌هم که مکمل‌های یکدیگرند و هدف غایی همه آن‌ها افزایش فروش است و بس.